تبليغاتX
۞ حرف های دل تنگی ۞ -

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه می لغزد ولی یاران نمی دانند

که من دنیایی از دردم به ظاهر گر چه می خندم

 ولی اندر سکوتی تلخ می گریم

امروز شنیدم که باز رفته ای و دلم باز شکست و تنم باز گریست

و نگاهم پی یاری گم شد              من چه تلخم امروز....

امشب به نیت تمام دلهای عاشق برای زیبایی چشمانت شعری می خوانم

هرگز تو مرا دوست نخواهی داشت تنها حقیقتی است که می دانم

 من تو را دوست دارم   و تو   دیگری را   و شاید این دلیل تنهایست

بهارم    کاش می دانستی بهارم وقتی زیباست که بارانش از دستان تو ببارد

خداوندا        چرا تنها کسم تنها یی ام را حس نکرد........

دوست داشتن مث پا گذاشتن روی سیمان خیسه

هر چی بیشتر بمونی سخت تر می شه اگر هم بری جای پات واسه همیشه می مونه

من زیر بارون با چشات یه آرزو ساخته بودم

واسه دوباره دیدنت زندگیمو باخته بودم

یا آرزومو پس بده        یا با یه بار دیدنت به زندگیم نفس بده

آنکه چشمان تو را این همه زیبا می کرد

کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد

یا نمی داد به تو این همه زیبایی را

یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد

یه نفر بازم کنار پنجرس        یه نفر عجب دلش شور میزنه

یکی ام با تیرای داغ نگاش       دو تا چشمامو داره دور میزنه

یه نفر داغ دلش تازه شده     دلخوشیش یه عکس یادگاریه

یکی ام با غم نوشته رو دلش

 ای خدا عجب چه روزگاریه

تو را همچون آرزوهایم دوست خواهم داشت

به شرط انکه مرا در آرزوی خود نگذاری....

رفیق خوب مث کفش میمونه تو جاده آسفالت داغ

وای به حال اون روزی که کفش پاتو بزنه    یا  

وسط راه بفهمی پا برهنه ای....

تو که عمری سر ما داری منت می زاری

تو که از اشک چشام داری لذت می بری

اینقدر آزارم نده به خدا دق می کنم

بگو درد دلمو بعد تو به کی بگم

به تو نگم به کی بگم    این روزا دارم می میرم

اینقدر آتیشم نزن قلبمو پس نمی گیرم

دعا کنون گریه کنون سرمو بالا می گیرم

همش تو فکرم که یه روز تو رو دوباره ببینم

دلم برات لک زده و روزای سختیه عزیز

دلم میگه آخر راست وصیتت رو بنویس

خدانگهدار گل من دارم از این دنیا می رم

یه روز بهت گفته بودم دست به دعا من می میرم

به تو نگم به کی بگم    دعام برآورده نشد

تو اوج بی وفاییات دلم ازت خسته نشد

فقط به تو فکر می کنم تا این چشام بسته بشه

فقط واسه تو می خونم تا نفسم بریده شه

هر چند دلت با من نبود   دستات توی دستام نبود

ولی بدون که عشق تو رفته تو پوست و استخون

باور نمی کردم یه روز بخوای بری از پیش من

ولی بدون تو قلب من   (چیزی به جز عشقت نبود)

خداحافظ یعنی

تکرار دوباره تنهایی و من از تنهایی یه عمره که دلگیرم

لینک ثابت مطلب- نوشته شده توسط دختر تنها (M) در و ساعت |